خرید بک لینک
هوالنوردیشب خواب بدی دیدم خواب خیلی بد ، قبل از اذان صبح از جا پریدم ..صبح با کلی فکر از جام بلند شدم حس میکنم خیلی افکار آزار دهنده داره اذیتم میکنه و نمیتونم به کسی بگم جند جلسه هست که میرم مشاورهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد توکلی تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 21:15

هوالنورجانشد تو مطلب قبلی بنویسم دلتنگی هام غم هام زیاده قبلا یه دفتر خاطرات داشتم از سال 93 مینوشتم خیلی خوب بود هم یه کم سبک مشدم هم اینکه الان که نگاه میکنم میبنم قبلا چه بلاهایی از سرم گذشته ومن هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد توکلی تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 21:15

هوالمستعان چند وقته که میخوام دوباره بنویسم ،چیزیی به ذهنم نمیرسید. ولی امروز تصمیم گرفتم بنویسم ،خلی چیزها تو ذهنم داره میجرخه باید دسته بندیش کنم .ذهنم خیلی بهم ریخته اس مثل کمد یه ادم شلخته.پریروزادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد توکلی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 15:54

هوالقادر سلام ..دو روز پیش یه خانمی زنگ زد که میخوان بیان ..مستاجرمون بود .منم گفتن بیان ..اخه چندروز پیش بابا سر صبحانه گفته بود که این بنده مستاجرمون پسرش سر کاره از قمی های اصیل هستن و این حرفا ..دیگه این قدر سخت نگیر و این حرفا ..منم چیزی نگفتم .ولی خیلی دلم گرفت .برگشتنه از موسسه هم رفتم حرم کلی نشستم .خوب شد که این موسسه رو میرفتم واگرنه با فکر و خیال یه چیزیم میشد اومدن مامانش و خواهرش .روادامه مطلب

برچسب: خواستگار,قسمت, نویسنده: محمد توکلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:37

تقریبا دهه سوم ماه رمضان 96یکی تماس گرفت برای خواستگاری ..اومدن خوششون اومد و پسرشون رو آوردن .آقای محترمی بود ولی از اون ادمها بد که من خوشم نمیاد ..خیلی انگار اعتماد به نفسش پایین بود .اروم حرف میزد و سر به زیر بود .البته این چیزها خیلی خوبه نمیدونم من چرا خوشم نمیاد ..

نظر بدین

برچسب: نویسنده: محمد توکلی تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 18:54

صفحه بندی